مصرع نخست · شماره 11بخود می رفت راه بی نهایتشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.8ز خود برخاسته در خود نشسته#9ولیکن خدمت پیران نکرده#10ز استاد خرد سیلی نخورده#11بخود می رفت راه بی نهایتانتخابشده12نباشد پادشاهی بی ولایت#13ببردش خواهرش هر روز نانی#14همی کردی به نانی زندگانی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 11 از «حکایت» است.سطر پیشینز استاد خرد سیلی نخورده→سطر بعدینباشد پادشاهی بی ولایت←