مصرع دوم · شماره 12نباشد پادشاهی بی ولایتشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.9ولیکن خدمت پیران نکرده#10ز استاد خرد سیلی نخورده#11بخود می رفت راه بی نهایت#12نباشد پادشاهی بی ولایتانتخابشده13ببردش خواهرش هر روز نانی#14همی کردی به نانی زندگانی#15به خواهر گفت روزی ای مراجان#دربارهٔ این سطرسطر شماره 12 از «حکایت» است.سطر پیشینبخود می رفت راه بی نهایت→سطر بعدیببردش خواهرش هر روز نانی←