مصرع دوم · شماره 32از آن زندان برون شو بی ضرورتشاعرعطاراثرآغاز سخنقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.29توئی و تونه جانا تو بشنو#30نداند این سخن جز مرد رهرو#31طلسم بند وزندانست صورت#32از آن زندان برون شو بی ضرورتانتخابشده33تو جسم و صورت خود را قفس دان#34چو بشکستی شدی فی الحال پران#35اگر هستی کبوتر ور خودی باز#دربارهٔ این سطرسطر شماره 32 از «آغاز سخن» است.سطر پیشینطلسم بند وزندانست صورت→سطر بعدیتو جسم و صورت خود را قفس دان←