مصرع نخست · شماره 107بود مقصود ره دانستن اویشاعرعطاراثرآغاز سخنقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.104ز توظاهر نگردد هیچ مردی#105شناسش چون یکی را حاصل آمد#106حقیقت دان که آنکس واصل آمد#107بود مقصود ره دانستن اویانتخابشده108چو دانستی بری از این مکان روی#109همه سختی اعمال و عبادت#110شدن مرتاض و کردن ترک عادت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 107 از «آغاز سخن» است.سطر پیشینحقیقت دان که آنکس واصل آمد→سطر بعدیچو دانستی بری از این مکان روی←