مصرع دوم · شماره 104ز توظاهر نگردد هیچ مردیشاعرعطاراثرآغاز سخنقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.101درونت جوهری بر جمله افزون#102بود اصلش ورای هفت گردون#103تو تادانای آن جوهر نگردی#104ز توظاهر نگردد هیچ مردیانتخابشده105شناسش چون یکی را حاصل آمد#106حقیقت دان که آنکس واصل آمد#107بود مقصود ره دانستن اوی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 104 از «آغاز سخن» است.سطر پیشینتو تادانای آن جوهر نگردی→سطر بعدیشناسش چون یکی را حاصل آمد←