مصرع دوم · شماره 138ازو مردم بجز نامی ندانندشاعرعطاراثرآغاز سخنقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.135شناسائی گهر کار عزیز است#136نداند هر کسی کان خود چه چیز است#137بتازی آن گهر را روح خوانند#138ازو مردم بجز نامی ندانندانتخابشده139ورای روح سری هست دائم#140که روح از سر آن نور است قائم#141نظام سر و روح از سر سر دان#دربارهٔ این سطرسطر شماره 138 از «آغاز سخن» است.سطر پیشینبتازی آن گهر را روح خوانند→سطر بعدیورای روح سری هست دائم←