مصرع نخست · شماره 139ورای روح سری هست دائمشاعرعطاراثرآغاز سخنقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.136نداند هر کسی کان خود چه چیز است#137بتازی آن گهر را روح خوانند#138ازو مردم بجز نامی ندانند#139ورای روح سری هست دائمانتخابشده140که روح از سر آن نور است قائم#141نظام سر و روح از سر سر دان#142کزان نورند دائم هر دو گردان#دربارهٔ این سطرسطر شماره 139 از «آغاز سخن» است.سطر پیشینازو مردم بجز نامی ندانند→سطر بعدیکه روح از سر آن نور است قائم←