مصرع دوم · شماره 118که ماندی در سوی صورت به پندارشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.115دو روزی کاندرین عالم تو باشی#116بکن جهدی که با تو تو نباشی#117از آن ماندی بدام خود گرفتار#118که ماندی در سوی صورت به پندارانتخابشده119ترا تا هستی و پندار باشد#120کجاجان تو برخوردار باشد#121ز نور عشق تادر ظلمت تن#دربارهٔ این سطرسطر شماره 118 از «حکایت» است.سطر پیشیناز آن ماندی بدام خود گرفتار→سطر بعدیترا تا هستی و پندار باشد←