مصرع نخست · شماره 151یکی را دید او اندر دوئی گمشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.148ورا واجب شد اینجا باز گفتن#149چو او از آمدن اینجا خبر داشت#150یکی را دید و یکی در نظر داشت#151یکی را دید او اندر دوئی گمانتخابشده152همه چون قطره بد او عین قلزم#153همه منصور دید و او خدا بود#154نه از این و نه از آن او جدا بود#دربارهٔ این سطرسطر شماره 151 از «حکایت» است.سطر پیشینیکی را دید و یکی در نظر داشت→سطر بعدیهمه چون قطره بد او عین قلزم←