مصرع نخست · شماره 341اگر هشیاری و گرمست اوییشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.338که میداند که سرکار چونست#339در این منزل نخواهی بود بیدار#340در آخر گردهان از عشق بیدار#341اگر هشیاری و گرمست اوییانتخابشده342بآخر خاکی و هم پست اویی#343ز هشیاری همی جوئی تو مستی#344رها کن این خیال بت پرستی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 341 از «حکایت» است.سطر پیشیندر آخر گردهان از عشق بیدار→سطر بعدیبآخر خاکی و هم پست اویی←