مصرع نخست · شماره 343ز هشیاری همی جوئی تو مستیشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.340در آخر گردهان از عشق بیدار#341اگر هشیاری و گرمست اویی#342بآخر خاکی و هم پست اویی#343ز هشیاری همی جوئی تو مستیانتخابشده344رها کن این خیال بت پرستی#345بت صورت پرستی در میانه#346نخواهد ماند این بت جاودانه#دربارهٔ این سطرسطر شماره 343 از «حکایت» است.سطر پیشینبآخر خاکی و هم پست اویی→سطر بعدیرها کن این خیال بت پرستی←