مصرع دوم · شماره 382مگر ره یابی اندر سوی او بازشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.379همه اینست و اینجا جمله گویند#380از این دم دمبدم در گفت و گویند#381از این معنی بگویم شمه باز#382مگر ره یابی اندر سوی او بازانتخابشده383ز خود جانان بتو اندر دمیده است#384ابا تو راز گفته است و شنیده است#385ابا او خود بخود او صورت خویش#دربارهٔ این سطرسطر شماره 382 از «حکایت» است.سطر پیشیناز این معنی بگویم شمه باز→سطر بعدیز خود جانان بتو اندر دمیده است←