مصرع دوم · شماره 12ز دردش جمله بی راحت بماندندشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.9زلیخا گم بشد چون دید او را#10جمال حسن آن روی نکو را#11ولی آن جمع بی طاقت بماندند#12ز دردش جمله بی راحت بماندندانتخابشده13در آن دیدار حیران گشته مردم#14مثال قطره افتاده بقلزم#15هزاران خلق آنجا بیش مردند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 12 از «حکایت» است.سطر پیشینولی آن جمع بی طاقت بماندند→سطر بعدیدر آن دیدار حیران گشته مردم←