مصرع دوم · شماره 2طلب میکرد مردی راز دیدهشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1مگر پیری ز پیران رسیده#2طلب میکرد مردی راز دیدهانتخابشده3یکی پیری بزرگی با ادب بود#4ز شوق دوست دائم در طلب بود#5بسی در عین طاعت کرده کوشش#دربارهٔ این سطرسطر شماره 2 از «حکایت» است.سطر پیشینمگر پیری ز پیران رسیده→سطر بعدییکی پیری بزرگی با ادب بود←