مصرع دوم · شماره 4ز شوق دوست دائم در طلب بودشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1مگر پیری ز پیران رسیده#2طلب میکرد مردی راز دیده#3یکی پیری بزرگی با ادب بود#4ز شوق دوست دائم در طلب بودانتخابشده5بسی در عین طاعت کرده کوشش#6چو دریا بود او در عین جوشش#7همیشه صاحب درد و الم بود#دربارهٔ این سطرسطر شماره 4 از «حکایت» است.سطر پیشینیکی پیری بزرگی با ادب بود→سطر بعدیبسی در عین طاعت کرده کوشش←