مصرع نخست · شماره 105تو خود بشناس و حق شو در حقیقتشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.102نمودتست او پنهان و پیداست#103ترا گفتم اگر دانی تو ای دوست#104که دیدار همه در دید تو اوست#105تو خود بشناس و حق شو در حقیقتانتخابشده106برون آ از هوا و از طبیعت#107تو خود بشناس تا او را بدانی#108اگر هستی تو مر صاحب معانی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 105 از «حکایت» است.سطر پیشینکه دیدار همه در دید تو اوست→سطر بعدیبرون آ از هوا و از طبیعت←