کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 673

چنین لرزان جان و تن شدستی

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 670

    که گردی در عیان حق تو کل یار

    #
  2. 671

    چو خود را این چنین مر دوست داری

    #
  3. 672

    رها کردی تو مغز و پوست داری

    #
  4. 673

    چنین لرزان جان و تن شدستی

    انتخاب‌شده
  5. 674

    بلندی کی بیابی زانکه پستی

    #
  6. 675

    بیابی جان جان از نیستی باز

    #
  7. 676

    که تا نگشائی اینجا پوستی باز

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 673 از «تمامی اشیا از یک نور واحدند» است.