مصرع نخست · شماره 21عاشقان بینی ز شوق دوست مستشاعرعطاراثرآغاز کتابقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.18در دمی بگذشته ازهفت آسمان#19عاشقان بینی ز درد عشق زار#20سر برهنه پا برهنه دل فکار#21عاشقان بینی ز شوق دوست مستانتخابشده22جمله اندر نیستی گشتند هست#23عاشقان بینی تمامت جان شده#24همچو اسماعیل جان قربان شده#دربارهٔ این سطرسطر شماره 21 از «آغاز کتاب» است.سطر پیشینسر برهنه پا برهنه دل فکار→سطر بعدیجمله اندر نیستی گشتند هست←