مصرع نخست · شماره 33حال را می گفت با گل سر بسرشاعرعطاراثرغزلقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.30در چمن تنها رها کردی چرا#31گشت معلوم صبا آن گفتنش#32تا ندانند دشمنان در سفتنش#33حال را می گفت با گل سر بسرانتخابشده34گشته از عشق رخش از خود بدر#35نازها می کرد گل در انجمن#36چاک کرده هر زمانی پیرهن#دربارهٔ این سطرسطر شماره 33 از «غزل» است.سطر پیشینتا ندانند دشمنان در سفتنش→سطر بعدیگشته از عشق رخش از خود بدر←