مصرع نخست · شماره 73هست دری نه سرش پیدا نه پایشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.70در طلب باید که دل واصل کنی#71هرکه میبینی تو جویای درست#72مشتری در درین معنی پرست#73هست دری نه سرش پیدا نه پایانتخابشده74در میان بحر استغناش جای#75درمیان بحر هست از نور او#76کس نداند هیچ ره بردن بدو#دربارهٔ این سطرسطر شماره 73 از «حکایت» است.سطر پیشینمشتری در درین معنی پرست→سطر بعدیدر میان بحر استغناش جای←