مصرع دوم · شماره 76کس نداند هیچ ره بردن بدوشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.73هست دری نه سرش پیدا نه پای#74در میان بحر استغناش جای#75درمیان بحر هست از نور او#76کس نداند هیچ ره بردن بدوانتخابشده77این چه دریائیست قعرش ناپدید#78آن دری دارد ابی قفل و کلید#79قومی اندر گفتگوی آن درند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 76 از «حکایت» است.سطر پیشیندرمیان بحر هست از نور او→سطر بعدیاین چه دریائیست قعرش ناپدید←