مصرع نخست · شماره 109در دریای تو هرگز کس نیافتشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.106در دریای حقیقت یافتی#107در دریای صور کم قیمت است#108آن زهر کس میتوان آورد دست#109در دریای تو هرگز کس نیافتانتخابشده110دیدن جان تو هرگز کس نیافت#111هم توئی روشن شده بحر یقین#112در تمکین رحمه للعالمین#دربارهٔ این سطرسطر شماره 109 از «حکایت» است.سطر پیشینآن زهر کس میتوان آورد دست→سطر بعدیدیدن جان تو هرگز کس نیافت←