مصرع نخست · شماره 23عاقلی گفتش که تو شوریدهشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.20جان من زین درد اندر موت شد#21هر که آن در باز یابد مرو را#22بدهمش گنجی در آنجا بی بها#23عاقلی گفتش که تو شوریدهانتخابشده24تو مگر در خواب گنجی دیده#25گنج حق تو از کجا آورده#26در مجو اکنون چو در گم کرده#دربارهٔ این سطرسطر شماره 23 از «حکایت» است.سطر پیشینبدهمش گنجی در آنجا بی بها→سطر بعدیتو مگر در خواب گنجی دیده←