مصرع نخست · شماره 97شاه چون او را بدید و بنگریدشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.94در غم جوهر نه نیست و هست بود#95پای تا سر عین رسوائی بد او#96در جنون عشق شیدائی بد او#97شاه چون او را بدید و بنگریدانتخابشده98از غم او جان شه اندر دمید#99شاه چون درویش را دیدش بغم#100شاه معنی بود گفتش لاجرم#دربارهٔ این سطرسطر شماره 97 از «حکایت» است.سطر پیشیندر جنون عشق شیدائی بد او→سطر بعدیاز غم او جان شه اندر دمید←