مصرع دوم · شماره 98از غم او جان شه اندر دمیدشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.95پای تا سر عین رسوائی بد او#96در جنون عشق شیدائی بد او#97شاه چون او را بدید و بنگرید#98از غم او جان شه اندر دمیدانتخابشده99شاه چون درویش را دیدش بغم#100شاه معنی بود گفتش لاجرم#101گفت ای درویش دوراندیش من#دربارهٔ این سطرسطر شماره 98 از «حکایت» است.سطر پیشینشاه چون او را بدید و بنگرید→سطر بعدیشاه چون درویش را دیدش بغم←