مصرع نخست · شماره 101گفت ای درویش دوراندیش منشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.98از غم او جان شه اندر دمید#99شاه چون درویش را دیدش بغم#100شاه معنی بود گفتش لاجرم#101گفت ای درویش دوراندیش منانتخابشده102دعوی این راز کردی پیش من#103در جراحت دیده چندین جفا#104از برای جوهری بس بی بها#دربارهٔ این سطرسطر شماره 101 از «حکایت» است.سطر پیشینشاه معنی بود گفتش لاجرم→سطر بعدیدعوی این راز کردی پیش من←