مصرع نخست · شماره 255شاه با او گفت ای مرد اسیرشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.252بیش ازین با من چنین مستیز ورو#253سر بر و جوهر مرا ده این زمان#254تا کنم حاصل مراد خود ز جان#255شاه با او گفت ای مرد اسیرانتخابشده256این سخن از تو عجب دیدم فقیر#257چون سر تو من بریدم در جهان#258کی تو جوهر باز بینی در عیان#دربارهٔ این سطرسطر شماره 255 از «حکایت» است.سطر پیشینتا کنم حاصل مراد خود ز جان→سطر بعدیاین سخن از تو عجب دیدم فقیر←