مصرع دوم · شماره 256این سخن از تو عجب دیدم فقیرشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.253سر بر و جوهر مرا ده این زمان#254تا کنم حاصل مراد خود ز جان#255شاه با او گفت ای مرد اسیر#256این سخن از تو عجب دیدم فقیرانتخابشده257چون سر تو من بریدم در جهان#258کی تو جوهر باز بینی در عیان#259گفت شاها این سخن با من مگوی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 256 از «حکایت» است.سطر پیشینشاه با او گفت ای مرد اسیر→سطر بعدیچون سر تو من بریدم در جهان←