مصرع نخست · شماره 397هر که از جان و جهان و دل گذشتشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.394این زمان آن تو شد کل لاجرم#395هرکه او در پیش شاه آید قبول#396او شود در عشق کل صاحب قبول#397هر که از جان و جهان و دل گذشتانتخابشده398شاه او رادر زمان واصل بگشت#399هرکه صاحب دولت هر دوجهانست#400در نظر گاه خداوند اونهانست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 397 از «حکایت» است.سطر پیشیناو شود در عشق کل صاحب قبول→سطر بعدیشاه او رادر زمان واصل بگشت←