مصرع دوم · شماره 398شاه او رادر زمان واصل بگشتشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.395هرکه او در پیش شاه آید قبول#396او شود در عشق کل صاحب قبول#397هر که از جان و جهان و دل گذشت#398شاه او رادر زمان واصل بگشتانتخابشده399هرکه صاحب دولت هر دوجهانست#400در نظر گاه خداوند اونهانست#401درگذشت از بود و از نابود و جان#دربارهٔ این سطرسطر شماره 398 از «حکایت» است.سطر پیشینهر که از جان و جهان و دل گذشت→سطر بعدیهرکه صاحب دولت هر دوجهانست←