مصرع دوم · شماره 402بازیان جسم کرد او سود جانشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.399هرکه صاحب دولت هر دوجهانست#400در نظر گاه خداوند اونهانست#401درگذشت از بود و از نابود و جان#402بازیان جسم کرد او سود جانانتخابشده403هر که او را شاه آنجا عز دهد#404همچو عز او کسی هرگز دهد؟#405هر که آنجا پیش شه دولت گرفت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 402 از «حکایت» است.سطر پیشیندرگذشت از بود و از نابود و جان→سطر بعدیهر که او را شاه آنجا عز دهد←