مصرع نخست · شماره 41فتوت ای برادر، بردباریستشاعرعطاراثرفتوت نامهقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.38نباشد در جهانش هیچ کس یار#39درین ره خویشتن بینی نگنجد#40بجز خاکی و مسکینی نگنجد#41فتوت ای برادر، بردباریستانتخابشده42نه گرمی ستیزه، بلکه زاریست#43بده نان، تا برآید نامت،ای دوست#44چو خوشتر درجهان ازنام نیکوست؟#دربارهٔ این سطرسطر شماره 41 از «فتوت نامه» است.سطر پیشینبجز خاکی و مسکینی نگنجد→سطر بعدینه گرمی ستیزه، بلکه زاریست←