مصرع دوم · شماره 38نباشد در جهانش هیچ کس یارشاعرعطاراثرفتوت نامهقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.35کسی کو را بخشم اندر رضانیست#36فتوت درجهان او را روا نیست#37فتوت دار چون باشد دلازار#38نباشد در جهانش هیچ کس یارانتخابشده39درین ره خویشتن بینی نگنجد#40بجز خاکی و مسکینی نگنجد#41فتوت ای برادر، بردباریست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 38 از «فتوت نامه» است.سطر پیشینفتوت دار چون باشد دلازار→سطر بعدیدرین ره خویشتن بینی نگنجد←