کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 9

همه خون می خورم وز آنچه توان خورد، مگر

چهرهٔ سلمان ساوجیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 6

    ای شب تیره مگر خود سحری نیست تو را؟

    #
  2. 7

    کار با عشق فتاد، از سرم ای عقل برو

    #
  3. 8

    چه دهی وسوسه، دیدم هنری نیست تورا

    #
  4. 9

    همه خون می خورم وز آنچه توان خورد، مگر

    انتخاب‌شده
  5. 10

    غیر خون بر سر خوان، ما حضری نیست تو را؟

    #
  6. 11

    ناله در سنگ اثر می کند، اما چه کنم

    #
  7. 12

    چون از این در دل سنگین اثری نیست تو را

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 9 از «غزل شماره ۱۳ - نور چشمی و به مردم، نظری نیست تو را...» است.