مصرع نخست · شماره 7
چه گویم ای که می پرسی ز حال روزگار من
شاعرسلمان ساوجیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 4
ندانم چون کنم با دل من بیدل نمی دانم
# - 5
بیابان است و شب تاریک و با من بخت من همره
# - 6
ولی بخت است خواب آلود و من منزل نمی دانم
# - 7
چه گویم ای که می پرسی ز حال روزگار من
انتخابشده - 8
که ماضی رفت و حال این است و مستقبل نمی دانم
# - 9
مرا از دین و از دنیا همین درد تو بس حاصل
# - 10
که من خود دین و دنیا را جزین حاصل نمی دانم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 7 از «غزل شماره ۲۹۱ - به درد دل گرفتارم دوای دل نمی دانم ...» است.