مصرع دوم · شماره 36
هر بامدادم گو ییا ، مهر آتش است وصبحدم
شاعرسلمان ساوجیقالبقصیده
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 33
هر دم دلم پر خون کنی وز خون رخم گلگون کنی
# - 34
در دامن گردون کنی ، از دیده ام هر صبحدم
# - 35
چند آهنی جان مرا ، مهر تو تابد در جفا
# - 36
هر بامدادم گو ییا ، مهر آتش است وصبحدم
انتخابشده - 37
در چشمت این اشک روان ، قطعا نمی آید وزان
# - 38
طوفان اگر گیرد جهان ، در خود نخواهی دادنم
# - 39
چون زلف مشک افشان ، تو خلقی ست سر گردان تو
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 36 از «قصیده شماره ۶۵ - در مدح امیر شیخ حسن» است.