مصرع نخست · شماره 39
چون زلف مشک افشان ، تو خلقی ست سر گردان تو
شاعرسلمان ساوجیقالبقصیده
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 36
هر بامدادم گو ییا ، مهر آتش است وصبحدم
# - 37
در چشمت این اشک روان ، قطعا نمی آید وزان
# - 38
طوفان اگر گیرد جهان ، در خود نخواهی دادنم
# - 39
چون زلف مشک افشان ، تو خلقی ست سر گردان تو
انتخابشده - 40
قد من از هجران تو ، پیوسته چون ابروت خم
# - 41
زلف تو دارد قصد دین ، در عهد دارای زمین
# - 42
آن را که در سر باشد این ، از سر بر آید لاجرم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 39 از «قصیده شماره ۶۵ - در مدح امیر شیخ حسن» است.