مصرع نخست · شماره 41
به تیغ بید واسپر غم ، غم از دل کن کنون بیرون
شاعرسلمان ساوجیقالبقصیده
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 38
به شادی گل و نرگس به یاد بید واسپر غم
# - 39
به صو ت و نغمه ی بلبل قدح کش تا بر آساید
# - 40
دهان از ذوق ودست از مس وچشم از لون ومغز از شم
# - 41
به تیغ بید واسپر غم ، غم از دل کن کنون بیرون
انتخابشده - 42
که تیغ بید واسپر غم چو دیدانداخت ، اسپر ، غم
# - 43
ز دنیا هیچ دانی چیست مار را حاصل ای یاران
# - 44
نشستن یک نفس باهم ، بر آوردن دمی باهم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 41 از «قصیده شماره ۶۹ - در مدح سلطان اویس» است.