کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 7

ز شرم مستی قدح نگون کن ، دماغ هستی به وهم خون کن

چهرهٔ بیدل دهلویشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 4

    که هرچه زین کاروان گران شد به دوشم افکند بار خودرا

    #
  2. 5

    به عمر موهوم تنگ فرصت فزود صد بیش وکم ز غفلت

    #
  3. 6

    توگر عیار عمل نگیری نفس چه داند شمارخود را

    #
  4. 7

    ز شرم مستی قدح نگون کن ، دماغ هستی به وهم خون کن

    انتخاب‌شده
  5. 8

    تو ای حباب از طرب چه داری پر از عدم کن کنار خود را

    #
  6. 9

    بلندی سر به جیب هستی ، شد اعتبار جهان هستی

    #
  7. 10

    که شمع این بزم تا سحرگاه زنده دارد مزار خود را

    #