مصرع نخست · شماره 98
زبان بریده بکنجی نشسته صم بکم
شاعرسعدیاثردیباچه
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 95
هر که مزروع خود بخورد به خوید
# - 96
وقت خرمنش خوشه باید چید
# - 97
بعد از تامل این معنی مصلحت چنان دیدم که در نشیمن عزلت نشینم و دامن صحبت فراهم چینم و دفتر از گفت های پریشان بشویم و من بعد پریشان نگویم
# - 98
زبان بریده بکنجی نشسته صم بکم
انتخابشده - 99
به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم
# - 100
تا یکی از دوستان که در کجاوه انیس من بود و در حجره جلیس برسم قدیم از در در آمد چندانکه نشاط ملاعبت کرد و بساط مداعبت گسترده جوابش نگفتم و سر از زانوی تعبد بر نگرفتم رنجیده نگه کرد و گفت
# - 101
کنونت که امکان گفتار هست
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 98 از «دیباچه» است.