کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع دوم · شماره 102

بگو ای برادر به لطف و خوشی

چهرهٔ سعدیشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 99

    به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم

    #
  2. 100

    تا یکی از دوستان که در کجاوه انیس من بود و در حجره جلیس برسم قدیم از در در آمد چندانکه نشاط ملاعبت کرد و بساط مداعبت گسترده جوابش نگفتم و سر از زانوی تعبد بر نگرفتم رنجیده نگه کرد و گفت

    #
  3. 101

    کنونت که امکان گفتار هست

    #
  4. 102

    بگو ای برادر به لطف و خوشی

    انتخاب‌شده
  5. 103

    که فردا چو پیک اجل در رسید

    #
  6. 104

    به حکم ضرورت زبان در کشی

    #
  7. 105

    کسی از متعلقان منش بر حسب واقعه مطلع گردانید که فلان عزم کرده است و نیت جزم که بقیت عمر معتکف نشیند و خاموشی گزیند تو نیز اگر توانی سر خویش گیر و راه مجانبت پیش گفتا به عزت عظیم و صحبت قدیم که دم بر نیارم قدم بر ندارم مگر آنگه که سخن گفته شود به عادت مالوف و طریق معروف که آزردن دوستان جهلست وکفارت یمین سهل و خلاف راه صوابست و نقص رای اولوالالباب ذوالفقار علی در نیام و زبان سعدی در کام

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 102 از «دیباچه» است.