مصرع نخست · شماره 153
وصف ترا گر کنند ور نکنند اهل فضل
شاعرسعدیاثردیباچه
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 150
خاص کند بنده ای مصلحت عام را
# - 151
دولت جاوید یافت هر که نکونام زیست
# - 152
کز عقبش ذکر خیر زنده کند نام را
# - 153
وصف ترا گر کنند ور نکنند اهل فضل
انتخابشده - 154
حاجت مشاطه نیست روی دلارام را
# - 155
تقصیر و تقاعدی که در مواظبت خدمت بارگاه خداوندی می رود بنابر آنست که طایفه ای از حکماء هندوستان در فضایل بزرجمهر سخن می گفتند به آخر جز این عیبش ندانستند که در سخن گفتن بطیء است یعنی درنگ بسیار می کند و مستمع را بسی منتظر باید بودن در تقریر سخنی کند بزرجمهر بشنید و گفت اندیشه کردن که چه گویم به از پشیمانی خوردن که چرا گفتم
# - 156
سخندان پرورده پیر کهن
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 153 از «دیباچه» است.