مصرع نخست · شماره 156
سخندان پرورده پیر کهن
شاعرسعدیاثردیباچه
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 153
وصف ترا گر کنند ور نکنند اهل فضل
# - 154
حاجت مشاطه نیست روی دلارام را
# - 155
تقصیر و تقاعدی که در مواظبت خدمت بارگاه خداوندی می رود بنابر آنست که طایفه ای از حکماء هندوستان در فضایل بزرجمهر سخن می گفتند به آخر جز این عیبش ندانستند که در سخن گفتن بطیء است یعنی درنگ بسیار می کند و مستمع را بسی منتظر باید بودن در تقریر سخنی کند بزرجمهر بشنید و گفت اندیشه کردن که چه گویم به از پشیمانی خوردن که چرا گفتم
# - 156
سخندان پرورده پیر کهن
انتخابشده - 157
بیندیشد آنگه بگوید سخن
# - 158
مزن تا توانی بگفتار دم
# - 159
نکو گوی اگر دیر گویی چه غم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 156 از «دیباچه» است.