مصرع دوم · شماره 161
و زان پیش بس کن که گویند بس
شاعرسعدیاثردیباچه
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 158
مزن تا توانی بگفتار دم
# - 159
نکو گوی اگر دیر گویی چه غم
# - 160
بیندیش و آنگه بر آور نفس
# - 161
و زان پیش بس کن که گویند بس
انتخابشده - 162
به نطق آدمی بهتر است از دواب
# - 163
دواب از تو به گر نگویی صواب
# - 164
فکیف در نظر اعیان حضرت خداوندی عز نصره که مجمع اهل دلست و مرکز علمای متبحر اگر در سیاقت سخن دلیری کنم شوخی کرده باشم و بضاعت مزجاه به حضرت عزیز آورده و شبه در جوهریان جوی نیرزد و چراغ پیش آفتاب پرتوی ندارد و مناره بلند بر دامن کوه الوند پست نماید
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 161 از «دیباچه» است.