کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 7

ملک را خوش آمد صره ای هزار دینار از روزن برونداشت که دامن بدار ای درویش گفت دامن از کجا آرم که جامه ندارم ملک را بر حال ضعیف او رقت زیادت شد و خلعتی بر آن مزید کرد و پیشش فرستاد.

چهرهٔ سعدیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 4

    درویشی به سرما برون خفته بود و گفت

    #
  2. 5

    ای آنکه به اقبال تو در عالم نیست

    #
  3. 6

    گیرم که غمت نیست، غم ما هم نیست

    #
  4. 7

    ملک را خوش آمد صره ای هزار دینار از روزن برونداشت که دامن بدار ای درویش گفت دامن از کجا آرم که جامه ندارم ملک را بر حال ضعیف او رقت زیادت شد و خلعتی بر آن مزید کرد و پیشش فرستاد.

    انتخاب‌شده
  5. 8

    درویش مر آن نقد و جنس را به اندک زمان بخورد و پریشان کرد و باز آمد

    #
  6. 9

    قرار بر کف آزادگان نگیرد مال

    #
  7. 10

    نه صبر در دل عاشق نه آب در غربال

    #