مصرع دوم · شماره 3
به از دست بر سینه پیش امیر
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
دو برادر یکی خدمت سلطان کردی و دیگر به زور بازو نان خوردی باری این توانگر گفت درویش را که چرا خدمت نکنی تا از مشقت کار کردن برهی گفت تو چرا کار نکنی تا از مذلت خدمت رهایی یابی که خردمندان گفته اند نان خود خوردن و نشستن به که کمر شمشیر زرین به خدمت بستن.
# - 2
به دست آهن تفته کردن خمیر
# - 3
به از دست بر سینه پیش امیر
انتخابشده - 4
عمر گرانمایه در این صرف شد
# - 5
تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا
# - 6
ای شکم خیره به تایی بساز
#