مصرع نخست · شماره 16
شبانگه کارد در حلقش بمالید
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 13
باری زبان تعنت دراز کرده همی گفت تو آن نیستی که پدر من ترا از فرنگ باز خرید گفتم بلی من آنم که به ده دینار از قید فرنگم باز خرید وبه صد دینار به دست تو گرفتار کرد.
# - 14
شنیدم گوسپندی را بزرگی
# - 15
رهانید از دهان و دست گرگی
# - 16
شبانگه کارد در حلقش بمالید
انتخابشده - 17
روان گوسپند از وی بنالید
# - 18
که از چنگال گرگم در ربودی
# - 19
چو دیدم عاقبت خود گرگ بودی
#