مصرع نخست · شماره 3
نه چندان بخور کز دهانت بر آید
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
یکی از حکما پسر را نهی همی کرد از بسیار خوردن که سیری مردم را رنجور کند گفت ای پدر گرسنگی خلق را بکشد نشنیده ای که ظریفان گفته اند به سیری مردن به که گرسنگی بردن.
# - 2
گفت اندازه نگهدار، کلوا و اشربوا و لا تسرفوا
# - 3
نه چندان بخور کز دهانت بر آید
انتخابشده - 4
نه چندان که از ضعف ، جانت برآید
# - 5
با آن که در وجود طعامست عیش نفس
# - 6
رنچ آورد طعام که بیش از قدر بود
#