کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع دوم · شماره 10

چشم اگر بندی توان بند قبایی کرد و رفت

چهرهٔ بیدل دهلویشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 7

    دوستان از خود به سعی نیستی برخاستتد

    #
  2. 8

    گرد ما هم خواهد ایجاد عصایی کرد و رفت

    #
  3. 9

    عیب هستی نیست جندان چاره پوشیدنش

    #
  4. 10

    چشم اگر بندی توان بند قبایی کرد و رفت

    انتخاب‌شده
  5. 11

    کس گرفتار تعلقهای وهم و ظن مباد

    #
  6. 12

    مرگ مژگان بند تعلیم حیایی کرد و رفت

    #
  7. 13

    شخص هستی جز جنون شوخ چشمیها نداشت

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 10 از «غزل شماره ۸۶۳ - زین من و ما زندگی سیر فنایی کرد و رفت...» است.