مصرع نخست · شماره 19
سحر غناکده حیا به نفس نمی برد التجا
شاعربیدل دهلویدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 16
چو عقیق بر لب تشنگان ، جگر آب گشت و زلال شد
# - 17
ستم است جوهر غیرتت به فسردگی فشرد قدم
# - 18
بکش انفعال سیه دلی اگر اخگر تو زگال شد
# - 19
سحر غناکده حیا به نفس نمی برد التجا
انتخابشده - 20
چه غرض به طبع توبال زد که تبسم تو سوال شد
# - 21
نفسی زدی و جهان گرفت اثر ترانه ما و من
# - 22
که شکست شیشه محفلت که صدا به رنگ خیال شد
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 19 از «غزل شماره ۱۲۴۷ - کم و بیش وهم تعینت سر و برگ نقص و کمال شد...» است.